![]() |
![]() |
|
| وبلاگ برخي دانشجویان کارشناسی ارشد علوم اجتماعی |
|
اگر كسي با برادرم چنين كرده بود ...
فرشته هاشمي
«چه اشكالي داشت، در حالي كه عاليترين مقام انتظامي كشور، تجاوز به عنف را براي امنيت جامعه بسيار خطرناك توصيف ميكند و از بدترين نوع جرايم در كشور ميداند و خواستار برخورد قاطع قضايي ميشود و اگر معاونت مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي از تشكيل 280 پرونده تجاوز جنسي در 4 ماه اول سال 88 خبر ميدهد، در هر جايگاهي از مسؤوليتهاي مربوطه كه قرار داريم ـ اعم از پليسي، قضايي، رسانهاي و...» از خود بپرسيم: براي تقويت جنبههاي پيشگيرانه جرايم و قبل از مختومه شدن پروندههاي تجاوزات، چه اقدامات آگاهيبخش بهتر و وسيعتري براي مردم انجام دادهايم تا بدين ترتيب عدد اقدامات مجرمانه دو افغان ضايعات جمعكن! آن هم به بهانه خريد خوراكي خوشمزه! به «14 كودك»، يا ديگري به «13 نوجوان»، و آن ديگري به «30 زن» و كسان ديگر هرگز به واژه «تعدادي» نرسد و از عدد «يك» هم تجاوز نكند.» ادامه مطلب |
|
+ نگارش شده در
سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 10:51 توسط علي اميني |
|
|
به نظر من تصميم هاي به ظاهر شگفت انگيز و جنجالي اخير محمود احمدي نژاد از قبيل انتصاب رحيم مشايي به معاون اولي، به رغم آگاهي از حجم اعتراض ها و پيش بيني مخالفت هاي هم مسلکان اصولگرا و مقاومت هاي لجاجت آميز در برابر مطالبه ها، تهديدها و دستورها و انتصاب او به رياست دفتر رئيس جمهوري که پست سياسي نافذتري نسبت به پست تشريفاتي معاون اولي است، آنقدرها نياز به رمزگشايي ندارد. اينها و نمونه هاي تازه تري از جمله برکناري چند وزير کابينه دولت نهم که آفتاب دوره اش لب بام است و احتمالاً تصميم هاي جذاب تري که روزهاي آينده گرفته خواهد شد، همه و همه ميوه هاي ريز و درشت يک سبد هستند. جناح به اصطلاح اصولگرا بايد خيلي پيش از اينها درمي يافت که سبد آقاي محمود احمدي نژاد سوا کردني نيست، درهم است. منصفانه بايد داوري کرد. محمود احمدي نژاد از همان روز که پا به ميدان انتخابات دوره نهم رياست جمهوري گذاشت، حسابش را از مجموعه نام و نشاندار جناح راست جدا کرد و پرچم يکه تازي و استقلال را برافراشت. در تمام چهار سال گذشته دولت نهم عملاً و مرحله به مرحله در دو جبهه موازي دست به تصفيه سياسي زد؛ يکي در مورد اصلاح طلبان - که خيلي زود تا لايه هاي بسيار پاييني دستگاه اجرايي کشور ناگزير به کناره گيري و حذف شدند - که البته اين غيرمنتظره نبود. دوم در مورد اصولگرايان غيرژنريک يعني آنها که حتي اندک استقلال رايي داشتند يا به تصور رئيس دولت نهم «دورگه» بودند. همه تغييرات پي درپي که در رده هاي گوناگون در دولت نهم رخ داد، به منظور همين يکدست کردن بود نه ناشي از ناکارآمدي و عدم موفقيت که البته در مواردي، اينها نيز مزيد بر علت شد. به باور من به همان ميزان که جبهه به اصطلاح اصولگرا، در برابر جبهه اصلاح طلب تظاهر به يکپارچگي مي کرد و البته در برابر اصلاح طلبان نيز تا حد زيادي در کنار رفتار رئيس دولت نهم موضعي يکپارچه و هماهنگ داشت اما در درون خود دچار ازهم گسيختگي بسيار عميق - ناشي از تکروي و ناهماهنگي محمود احمدي نژاد- بود. چالش هاي پي درپي اکثريت اصولگراي مجلس هفتم و به ويژه رئيس آن در مورد معطل گذاشتن و عدم ابلاغ و اجراي مصوبات مجلس يا چگونگي تعامل در مورد راي اعتماد به کابينه آن دولت و قضايايي که به استيضاح و حذف علي کردان انجاميد، همه نشانه هايي از اين اندرون پريشان و ازهم گسيخته جبهه اصولگرا در برابر رفتار تکروانه محمود احمدي نژاد بود. البته در مواردي، اين شيوه برخورد شايد به دليل عدم محاسبه درست با يک مانع محکم مواجه مي شد و عقيم مي ماند مثلاً در قضيه جداکردن سازمان حج و زيارت از وزارت ارشاد و الحاق آن به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري. اما به هر حال مي توان شيوه آقاي احمدي نژاد در تصميم گيري هاي خود خواسته را به مثابه يک راهبرد سياسي و مديريتي تلقي کرد. دوره نهم رياست جمهوري با همه اين چالش هاي درون جبهه يي و ريزش هاي پي در پي همراهان سياسي اصولگرا سپري شد هرچند بخش واقع گرا و خوش خيم اصولگرايان در جريان انتخابات اخير، گره زلف سرنوشت خود را از محمود احمدي نژاد آشکارا گسستند تا سابقه يي موجه در افکار عمومي جامعه ايران از خود به يادگار باقي گذارند. اما اينک پس از انتخابات «رازآلود» و «شبهه ناک» اخير که هنوز پرونده آن نزد افکار عمومي مفتوح مانده، يک تناقض بزرگ همچون خوره همزمان به جان جبهه اصولگرا- که پشتيبان انتخاباتي احمدي نژاد بود- و نيز شخص او افتاده است. حاميان سياسي و تشکيلاتي او باورشان اين است که اگر با آن همه امکانات حمايتي و اقدامات «لازم» براي ادامه رياست جمهوري محمود احمدي نژاد وارد عرصه انتخابات نمي شدند، چه بسا هم اکنون رئيس دولت دهم يک شخصيت اصلاح طلب بود و به نظر من اين باور بيراه نيست. پس به طور منطقي انتظار دارند محمود احمدي نژاد به راهبرد «ناديده انگاري» هم مسلکان و حاميان سياسي در تصميم گيري هاي مهم خاتمه دهد. از سوي ديگر وي نشان داده اهل اين حرف ها نيست. نه تنها خود را وامدار هيچ شخص، حزب و جناحي نمي داند بلکه اساساً متد رفتاري او در گذار از رده هاي پايين به بالاي مديريتي همواره «از نردبان بالا رفتن» و پس از به مقصد رسيدن، آن را کنار زدن است. اين است آن تناقض جان سخت و به گمان من حل نشدني پيش روي جبهه اصولگرا و محمود احمدي نژاد که حل آن جز با حذف حمايت يا حذف حمايت شونده امکان پذير نيست و لابد چنين انگاره يي در حال و هواي کنوني متصور نيست. بايد به مجال بيشتري انديشيد. اين صحنه «پرده ها» خواهد داشت. |
|
+ نگارش شده در
دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 10:27 توسط علي اميني |
|
|
یکی از سناتورهای معروف آمریکا، درست هنگامی که از درب سنا خارج شد، با یک اتومبیل تصادف کرد و در دم کشته شد. روح او در بالا به دروازه های بهشت رسید و سن پیتر از او استقبال کرد. «خیلی خوش آمدید. این خیلی جالبه. چون ما به ندرت سیاستمداران بلند پایه و مقامات رو دم دروازه های بهشت ملاقات می کنیم. به هر شما هم درک می کنید که راه دادن شما به بهشت تصمیم ساده ای نیست» سناتور گفت «مشکلی نیست. شما من را راه بده، من خودم بقیه اش رو حل می کنم» سن پیتر گفت «اما در نامهء اعمال شما دستور دیگری ثبت شده، شما بایستی ابتدا یک روز در جهنم و سپس یک روز در بهشت زندگی کنید. آنگاه خودتان بین بهشت و جهنم یکی را انتخاب کنید» سناتور گفت «اشکال نداره. من همین الان تصمیمم را گرفته ام. میخواهم به بهشت بروم» سن پیتر گفت «می فهمم. به هر حال ما دستور داریم. ماموریم و معذور» و سپس او را سوار آسانسور کرد و به پایین رفتند. پایین ... پایین... پایین... تا اینکه به جهنم رسیدند. در آسانسور که باز شد، سناتور با منظرهء جالبی روبرو شد. زمین چمن بسیار سرسبزی که وسط آن یک زمین بازی گلف بود و در کنار آن یک ساختمان بسیار بزرگ و مجلل. در کنار ساختمان هم بسیاری از دوستان قدیمی سناتور منتظر او بودند و برای استفبال به سوی او دویدند. آنها او را دوره کردند و با شادی و خنده فراوان از خاطرات روزهای زندگی قبلی تعریف کردند. سپس برای بازی بسیار مهیجی به زمین گلف رفتند و حسابی سرگرم شدند. همزمان با غروب آفتاب هم همگی به کافهء کنار زمین گلف رفتند و شام بسیار مجللی از اردک و بره کباب شده و نوشیدنی های گرانبها صرف کردند. شیطان هم در جمع آنها حاضر شد و همراه با دختران زیبا رقص گرم و لذت بخشی داشتند. به سناتور آنقدر خوش گذشت که واقعاً نفهمید یک روز او چطور گذشت. راس بیست و چهار ساعت، سن پیتر به دنبال او آمد و او را تا بهشت اسکورت کرد. در بهشت هم سناتور با جمعی از افراد خوش خلق و خونگرم آشنا شد، به کنسرت های موسیقی رفتند و دیدارهای زیادی هم داشتند. سناتور آنقدر خوش گذرانده بود که واقعا نفهمید که روز دوم هم چگونه گذشت، گرچه به خوبي روز اول نبود. بعد از پایان روز دوم، سن پیتر به دنبال او آمد و از او پرسید که آیا تصمیمش را گرفته؟ سناتور گفت «خوب راستش من در این مورد خیلی فکر کردم. حالا که فکر می کنم می بینم بین بهشت و جهنم من جهنم را ترجیح می دهم» بدون هیچ کلامی، سن پیتر او را سوار آسانسور کرد و آن پایین تحویل شیطان داد. وقتی وارد جهنم شدند، اینبار سناتور بیابانی خشک و بی آب و علف را دید، پر از آتش و سختی های فراوان. دوستانی که دیروز از او استقبال کردند هم عبوس و خشک، در لباس های بسیار مندرس و کثیف بودند. سناتور با تعجب از شیطان پرسید «انگار آن روز من اینجا منظرهء دیگری دیدم؟ آن سرسبزی ها کو؟ ما شام بسیار خوشمزه ای خوردیم؟ زمین گلف؟ ...» شیطان با خنده جواب داد: «آن روز، روز تبلیغات بود...امروز دیگر تو رای دادهای». |
|
+ نگارش شده در
دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 9:15 توسط علي اميني |
|
|
تاریخچه آموزش وپرورش : 1. تمدن های باستان (تا قبل از ظهور اسلام ) مقدمه : تاریخ آموزش همانا به اندازه عمر خود بشریت است . در حقیقت از آن هنگام که بشر ابتدایی به فرزندش با ایماء و اشاره چگونگی پرتاب نیزه یا تیر و کمان را به جهت شکار نشان می داد ، آموزش شکار وادامه ح حیات را می داد . از آن موقع تا کنون که عصرتحولات و تغییرات تکنولوزی در جهان نام گرفته آنچه به شکل های مختلف و متنوع برای کاربرد ابزار وافزایش رفاه و... انسان صورت می گرفته آموزش بوده است ادامه مطلب |
|
+ نگارش شده در
یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 13:27 توسط علي اميني |
|
|
مجموعه ي حاضرچكيده مطالب در خصوص جامعه شناسي عمومي ومباني جامعه شناسي است براي اطلاع ومطالعه بيشتر منابعي در پايان پيشنهاد مي گرددد
بخش اول:اصول و کلیات فصل اول: موضوع و محتوای جامعه شنا سی تعریف جامعه شناسی از نظر برخي از جامعه شناسان : (اگوست کنت) بنیانگذار و واضع لغت جامع شناسی است. وي جامعه شناسی را علم به تجزیه و تشریح مظاهر حیات اجتماعی نامید. (امیل دورکیم) جامعه شناسی را علمی می داند که صور خاص و متفاوت حیات اجتماعی را که متکی به وجدان جمعی است،بررسی میکند.وی وجدان جمعی رادر حقیقت افکار، عقاید، ایده آل ها،ارزش ها و معتقدات می باشد، اهمیت بخشد. (ماکس وبر) قصد دارد با تشریح مفاهیم ذاتی رفتار اجتماعی،به شناخت جامعه شناسی برسد و موفق به تبیین علمی آن گردد. (ژرژ گورویج) اعلام کرد که جامعه شناسی علمی است که پدیده های اجتماعی کامل، گروه های کوچک و جامعه های بزرگ را از نظر سیر تکوینی و انهدام آن ها مطالعه می کند. (تالکوت پارسنز) اعتقاد دارد که جامعه شناسی رشته ای است که نظامهای اجتماعی را مطالعه می کند. ادامه مطلب |
|
+ نگارش شده در
پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 12:25 توسط علي اميني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک بايگاني |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ محیطی است برای تبادل آرا’، نظریات و دانش برخی دانشجویان رشته های علوم اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران. در این راه دست دوستی و همفکری به سوی شما دراز نموده و از تراوشات ذهنیتان بهره خواهیم برد. یا حق
|
| پیوندهای روزانه |
|
وبلاگ شخصي آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
روش تحقیق در علوم اجتماعی جامعه شناسی ادبیات وهنر جامعه شناسی توسعه جامعه شناسی روستایی |
|
RSS
|